لحضه رهایی

نقطه ای که دیگه پاها به زمین نمی رسن ...اوج می گیری.. شایدم سقوط کنی اون وقت یه جور دیگه اوج میگیری...

هر چه بالا تر روی از دید کسانی که پرواز نمی دانند کوچکتری. . .

/ 4 نظر / 16 بازدید
محمد (یادداشتهای یک کوهنورد)

سلام بهنام خوبی پسر ؟‌ معلومه که حسابی رفتی تو کار پرواز . این عکس هم خیلی جالبه و با متنت می خونه. موفق باشی و بر فرازها[عینک]

برج سينا !

سلام بهنام. تو هم قاطي پرنده ها شدي؟ دوست داشتي بيا طرفاي ما با هم بپريم! مخلصيم

پریچهر

سلام ممنونم از وبلاگ خوبتون .به ادم میگه که زندگی جریان داره........... یه هویی دلم برای کوه تنگ شد همیشه پیش خودم می گم گیاه وحشی کوهم نه لاله گلدان مرا به خانه مبر زادگاه من کوه است گیاه وحشی کوهم در انتظار بهار مرا نوازش و گرمی به گریه آورد مرا به گریه میار . موفق باشی مرد ای بزرگ مرد اریایی

کوهسار

عقاب تیز پرواز اوج آسمان ها پرواز را به پرنده کوچک آموخت. پرنده کوچک می توانست اما..... پس پرنده بال های کوچکش را گشود و از فراز چنار پیر در رویای خود به پرواز در آمد.[گریه]